الفيض الكاشاني
739
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
هر چه او كند من راضيم هر چه او دهد من قانعم * سايل نمىباشم دمى عشق اين تقاضا مىكند عشقش بود جان من چو تن « 1 » جز عشق او را فيض من * قابل نمىباشم دمى عشق اين تقاضا مىكند ( 289 ) عشق استفاده از قلم و لوح حق كند * در مكتب خدا رخ خوبان سبق كند عزّ و قبول « 2 » و رفعت اخلاص عشق راست * گو ، هر چه مىكند همه از بهر حق كند هر كس كه از حرارت عشقش « 3 » عرق نريخت * در ورطهء كشاكش دنيا عرق كند افلاك و انجمن اسير امير عشق * گه روشنايى آرد و گاهى غسق كند گاهى طلوع و گاه زوال و گهى غروب * گاهى سحر ، گهى فلق و گه شفق كند آنكس كه چارعنصر تن را به عشق سوخت * سلطان جانش حكم برين نه طبق كند از حكم آنكه ماه تواند شكافتن * گردن اگر كشد سر خورشيد شق كند علم از خدا چو گيرد « 4 » پى « 5 » مكتب و كتاب * گه شرح ما سيأتى و گه ما سبق كند
--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : عشقش بود در جان چو تن . ( 2 ) - چ ش ، چ پ ، عق : عزّ قبول . ( 3 ) - عق : عشقى . ( 4 ) - ج ش ، چ پ : كرد . ( 5 ) - عق : بى .